اسكندر بيگ تركمان

117

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ثمانين و تسعمائة ايلچى بزرگ معتبر كه با پنجاه نفر ملازم سواى خدمتكار همراه داشت جهة تأكيد بنيان ارادت و حسن اعتقاد بمقر دولت سعادت بنياد آمده از جانب پادشاه پرتكال تحفهء چند بديع آورده بود كه در ديار اسلام نظير آنها به نظر ارباب بصيرت و بينش كمتر درآمده بود اما ايلچيان مذكور به جهت ظهور بعضى اعمال مخالف دين مسلمانى و عدم رواج مساجد كه از نصارا جرون صدور يافته بود منظور نظر التفات نشدند و تا حين حيات آنحضرت رخصت انصراف نيافته بودند در زمان جلوس نواب سكندر شأن رضوان جايگاه سلطانمحمد پادشاه مرخص شده بديار خود شتافتند . نوادر وقايع و سوانح غريبه كه در زمان دولت خاقانى باقتضاى آسمانى روى داده از وقايع غريبهء زمان شاه جنت مكان وقوع زلزلهء عظيمى است در ولايت قاين خراسان در سنهء ست و خمسين و تسعمائة در پنج قريه از قراى آن ولايت وقوع يافت چنانچه سه هزار كس در زير خاك مانده در نهانخانهء عدم شتافتند مولانا باقى نام قاضى آن ولايت منجم بود كه در يكى از قراى خمسه مسكن داشت باهل آن قريه خبر داده بود كه از اوضاع فلكى و تأثير كواكب امشب زلزلهء عظيمى متصور است احتياط مقتضى آنست كه ارده بيرون رفته در خانه‌ها توقف نكنند مردم ده مسموع نداشتند قاضى با متعلقان خود بيرون رفته تا نصف شب در صحرا بود از سرما متأثر شده بمبالغهء فرزندان بده آمده و همان ساعت زلزله واقع شده قاضى با همه فرزندان و متعلقان در زير خاك مانده سر در نقاب تراب كشيدند ديگرى آنكه در سنهء ثمانين و تسعمائة آتشى از آسمان در جنب قطب شمالى ظاهر شده بود و تا هفت ماه منظور خلايق بود بعد از آن بطريق خاكستر فرو ريخت طاعون عظيم در روم واقع شد و آن را از آثار علامت شمردند و بديع نيست زيرا كه در سنهء مذكور نيز در جنب قطب شمالى فترت عظيم واقع شد عسكرى خان تاتار ارادهء تسخير مملكت اروس [ 90 ] كرده باتفاق پسرش دولتگراى لشكر به آن ولايت كشيد كمار الواماويح پادشاه اروس كه بالغ خان اشتهار داشت بمقابلهء او شتافته بين الفريقين آتش حرب بنوعى اشتعال يافت كه جان چندين هزار كس از طرفين سوخته خاكسترشان بباد فنا رفت روسيان هجوم نموده دولتگراى پادشاهزادهء تاتار را دستگير كردند عسكرى خان كارى نساخته منهزم بازگشت و اين فطرت و خونريزش نيز حكم طاعون داشت كه در طرف شمالى وقوع يافت ديگر آنكه در ولايت قاين خراسان غريب‌تر از وقايع عجيبهء روزگار دانهء شبيه بدانهء گندم از آسمان باريد كه خلايق جمع كرده از آن نان پختند وقايع متنوعهء ايام فرخنده فرجام در شهور اثنى و ستين و تسعمائة جمعى قلندران بيسر و پا و لوتيان قلندر نما لوتهاى بنگيانه به كار برده در ييلاق سورلق سلطانيه به نظر انور شاه جنت مكان درآمده در لباس عقيدت و حسن اعتقاد بد اعتقادى خود را بمنصهء ظهور آورده اسناد مهدويت به آن حضرت كردند هر چند آن حضرت خواستند كه بدلائل قاطعه ايشان را ازين عقيدهء فاسده باز آورند رجوع نكرده مبالغه بسرحد افراط رسانيدند و منجر بدان شد كه پادشاه دين‌دار شريعت پرور در مقام سياست آن گروه بد اعتقاد درآمده سر يكيك را فراشان بضرب تخماق كوفته بديار عدم ميفرستادند و ديگرى به همان كلمات لاطايل زبان گشوده از آن عقيدهء فاسده رجوع نميكردند تا چهل نفر از قلندران بنگى بدينجهت سياست يافتند ديگرى از وقايع اواخر ايام شاه جنت مكان سياست يافتن اجامره و اجلاف دار السلطنهء تبريز است . شرح اين واقعه آنكه الله قلى بيك استاجلو ولد شاه قلى سلطان حاكم چخور سعد داروغهء تبريز بود اجامرهء درب و نحومك ملازم او را گرفته بىاندامى بسيار كرده